top of page

غذای روح - کارت پستال

  • kamiardav
  • Jul 14, 2013
  • 1 min read

Updated: Jul 19

Custom alt text

قلم خانوم شریفیان رو خیلی دوست دارم و کتاب کارت پستال رو از دو سه کتابی که ازشون خوندم ، بیشتر و بیشتر دوست دارم ........

در واقع از اون مدل کتابهایی بود که دوست نداشتم تموم بشه ، نمیدونم شما هم با خوندنش حسی مشابه من خواهین داشت یا نه ....

اما فکر میکنم همه ی خانومها این حسها رو یه روزی تجربه خواهند کرد .

براتون چند جمله از کتاب رو می نویسم :

- آرام آرام همراه دلتنگی ها ، غصه ها و اشکها ، تغییر کرد . تغییری که در طول این همه سال ذره ذره در روح و جسم و زندگی شب و روزش نفوذ کرد و سرانجام جا افتاد . بدون اینکه بخواهد یا بداند، آدم دیگری شد.

- تمام راه نفس عمیق کشید . بوی دخترش بوی زندگی بود که همراهش می آمد و سعی داشت تا آنجا که می شود بیشتر و بیشتر نگهش دارد.

- آدم به آرزو که میرسد ، تازه متوجه می شود که آرزو با واقعیت چه اندازه متفاوت است .....

این کتاب رو مریم جان ، دوست عزیزم به من داد و خوندم ، اینبار ایران که رفتم ، نوشتم که بخرم تا تو آرشیو داشته باشم و به دوستان دیگه ام بدم تا بخونن ............

Comments


bottom of page